تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ جمعی شاعران ایران - غزلی ازفرامرزمیرشکار
درحال عضوپذیری- عضوشوید

جان مني چه غصه كه دربرنبينمت

تاج مني چه شكوه كه برسرنبينمت

باشي ويانباشي ازاين دل نمي روي

نزدمني چه باك كه دربرنبينمت

ازلطف گروفاي توديدم وگرجفا

القصه خواستي كه مكرر نبينمت

آئينه ام غبارزداي اي هميشه حسن

تا يك نفس به عمرمكدر نبينمت

بيدارمانده چشم به يادت تمام شب

ترسم كه چشم بندم وآخرنبينمت

هرچندروي تونرود يك دم ازنظر

راضي نباش اين دم آخر نبينمت

سروده:فرامرزميرشكار

نوشته شده توسط فرامرزمیرشکار در ساعت 1:25 | لینک  |