یکشنبه ششم خرداد 1386
جان مني چه غصه كه دربرنبينمت
تاج مني چه شكوه كه برسرنبينمت
باشي ويانباشي ازاين دل نمي روي
نزدمني چه باك كه دربرنبينمت
ازلطف گروفاي توديدم وگرجفا
القصه خواستي كه مكرر نبينمت
آئينه ام غبارزداي اي هميشه حسن
تا يك نفس به عمرمكدر نبينمت
بيدارمانده چشم به يادت تمام شب
ترسم كه چشم بندم وآخرنبينمت
هرچندروي تونرود يك دم ازنظر
راضي نباش اين دم آخر نبينمت
سروده:فرامرزميرشكار
نوشته شده توسط فرامرزمیرشکار در ساعت 1:25 | لینک
|
